• رادیوتراپی انکولوژی شیمی درمانی سرطان

مصاحبه ی روزنامه جام جم با دکتر پدرام فدوی

دكتر پدرام فدوي، متخصص راديوتراپي و آنكولوژي از آنچه بايد از سرطان بدانيد، مي‌گويد
زندگي زير سايه تاريك سرطان را فراموش كنيد
جام جم آنلاين: گفتن و نوشتن از سرطان، آن هم به كرات به نظر مايوس‌كننده و آزاردهنده مي‌آيد.

آن هم با اين همه اخبار تكان‌دهنده كه اين روزها، بيش از گذشته مي‌خواهند به ما يادآوري كنند درصد ابتلا به سرطان‌هاي شايعي چون پستان در زنان و معده در مردان افزايش يافته و سن ابتلا به اين بيماري‌هاي مزمن كاهش يافته است يا اين‌كه مي‌خواهند به صورت مكرر اندوه ناشي از نداشتن هوايي سالم براي تنفس و محصور شدن ميان چند عامل محيطي ديگر را كه هريك به تنهايي عامل ايجادكننده دسته وسيعي از بيماري‌هاي خطرناك و كشنده از جمله بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي و انواع سرطان هستند را به يادمان بياورند.

با اين همه، حتي اگر از شنيدن آن ترس به دلمان بيفتد، ناگزيريم از سرطان بگوييم تا يادمان نرود كه اين بيماري مهلك قابل كنترل، پيشگيري و درمان است. تنها بايد به جاي آن كه از آن بترسيم و به واسطه استرس ناشي از اين ترس، به دام آن بيفتيم اين بيماري را بشناسيم تا بتوانيم با سرطان، پيش از ابتلا مقابله و پس از تشخيص بموقع، مبارزه كنيم و به روياي يك زندگي طبيعي، سالم و طولاني تحقق ببخشيم. اينها انگيزه و بهانه ما براي نشستن پاي صحبت‌هاي دكتر پدرام فدوي، متخصص راديوتراپي و انكولوژي بود. آنچه مي‌خوانيد حاصل اين گفت‌وگو است.

مي‌خواهيم از يكي از ترسناك‌ترين بيماري‌هايي كه بشر تاكنون با آن روبه‌رو بوده است، يعني سرطان، صحبت كنيم. به عنوان متخصصي كه هر روز با بيماران سرطاني سروكار دارد، بگوييد چرا اين بيماري تا اين اندازه ترسناك است؟

دقيقا همين‌طور است كه مي‌گوييد. اين ترس، پاسخ طبيعي به تجربه‌اي است كه باعث تغيير زندگي مي‌شود. آن هم با به وجود آمدن ترديد‌هايي كه مبنايش آن است كه ادامه نقش فرد مبتلا به سرطان به عنوان همسر، پدر يا مادر، برادر، خواهر يا همكار چگونه ممكن است. بعلاوه احساس از دست دادن كنترل روي زندگي، احساس تلخي كه فرد از ايجاد تغيير در بدنش دارد و ترس از مرگ و درد و رنج ناشي از درمان‌هاي مربوط به سرطان، از خود بيماري هم ترسناك‌تر است.

از سوي ديگر، تغيير رفتار اعضاي خانواده ناشي از ترس از دست دادن فرد مبتلا به سرطان يا عصبانيت ناشي از اين‌كه نمي‌توانند كمك زيادي به وي كنند نيز به ترس يك بيمار مبتلا به سرطان دامن مي‌زند. به هر حال جنس اين بيماري با استرس زياد همراه است؛ استرسي كه از زمان تشخيص ايجاد مي‌شود و حتي پس از درمان نيز ادامه مي‌يابد. بعلاوه هر چقدر بيماري در مرحله پيشرفته‌تري قرار بگيرد، علائم فيزيكي چون درد، تهوع و خستگي بيش از اندازه بيمار را آزار مي‌دهد و او را به واسطه مصرف داروهاي مختلف، براي كنترل اين علائم دچار استرس رواني بيشتري نيز مي‌كند.

ترس و اضطراب كسي را كه متوجه مي‌شود به اين بيماري مبتلا است، در لحظات نخستين اطلاع از بيماري، در طول درمان و حتي پس از آن چگونه توصيف مي‌كنيد؟

در اكثر افراد مبتلا، اطلاع از ابتلا به سرطان و احتمال عود آن در آينده باعث ترس و اضطراب مي‌شود. به بيان ديگر، ترس از درمان و ويزيت‌هاي مكرر پزشكان، شخص را وارد فضايي ازاضطراب مضاعف دروني مي‌كند. در واقع ترس اين دسته بيماران، كاملا احساسي طبيعي ناشي از درد كنترل نشده ناشي از بيماري و از مرگ و حتي اتفاقات بعد از مرگ براي اعضاي خانواده‌ است. در نتيجه در بسياري از افراد، رگه‌هايي از اين تشويش‌هاي آزاردهنده حتي پس از درمان نيز در شخص باقي مي‌ماند.

با ابتلا به سرطان چه اتفاقاتي در بدن شخص مي‌افتد؟ چه تفاوتي از اين حيث ميان شخصي است كه بيماري تنها يك عضوش را درگير كرده و بيماري كه سرطان به اعضاي ديگرش هم دست‌اندازي كرده است؟

سرطان واژه عمومي براي بيش از 1000 بيماري است كه به واسطه آنها، سلول‌هاي بخشي از بدن شروع به رشد خارج از كنترل مي‌كنند. در واقع سلول‌هاي طبيعي بدن متشكل از هزاران هزار ميليارد سلول‌هاي زنده هستند كه رشد، تقسيم و مرگ‌شان به شكل منظم اتفاق مي‌افتد. در سال‌هاي اوليه زندگي، اين سلول‌ها رشد بيشتري دارند ولي وقتي ما بالغ مي‌شويم، رشد، ترميم و تكثير سلول‌ها به منظور ترميم آسيب‌ها و جايگزيني سلول‌هاي مرده بدن صورت مي‌گيرد.

اما رشد سلول سرطاني، متفاوت از سلول طبيعي است. يعني به جاي مرگ برنامه‌ريزي شده، شروع به رشد و تشكيل سلول‌هاي غيرطبيعي جديد مي‌كنند كه مي‌توانند به ساير بافت‌هاي بدن نيز تهاجم كنند. به بيان ديگر علت سرطاني شدن سلول‌ها، آسيب به  DNA سلول است. در سلول‌هاي سرطاني، نه سلول مي‌ميرد و نه ترميم مي‌شود. در واقع سلول‌هاي آسيب‌ ديده سلول‌هاي جديدي مي‌سازند كه DNA آسيب‌ديده را در خودشان دارند. بعلاوه سلول‌ها مي‌توانند  DNA آسيب ديده را نيز به ارث ببرند كه در اينجا سرطان‌هاي وراثتي مطرح مي‌شود. البته فراموش نكنيد كه ابتلا به بيشتر سرطان‌ها، تحت تاثير عواملي چون كشيدن سيگار، تغذيه نامناسب، چاقي يا نداشتن تحرك كافي در زندگي اتفاق مي‌افتد و كمتر به وراثت مربوط است.

اصولا ترس از سرطان از آن رو بيشتر مي‌شود كه اين بيماري در مراحل اوليه معمولا با درد و نشانه‌هاي ظاهري همراه نيست. پس درد، التهابات و تغييرات متابوليكي در بيمار، در چه مرحله‌اي از بيماري بروز مي‌كند؟ به بيان ديگر سرطان در چه شرايطي يك تهديد جدي براي شخص به حساب مي‌آيد؟

متاسفانه، سرطان يك گروه از بيماري‌هايي را شامل مي‌شود كه مي‌توانند هرگونه علامت و نشانه‌اي كه بين بسياري از بيماري‌هاي كم خطرتر نيز شايع هستند را بروز دهد. البته علائم بسته به اين‌كه سرطان كجاست و اندازه آن چقدر است و چه ارگان‌هايي را تحت تاثير قرار مي‌دهد، نشانه‌هاي متفاوتي را بروز مي‌دهد. بعلاوه اگر سرطان به ساير بافت‌ها، علاوه بر بافت درگير اوليه، انتشار يابد، علائمي در ساير بافت‌هاي بدن نيز بروز پيدا مي‌كند. يعني اين بيماري تحت شرايطي مي‌تواند باعث فشار روي اعصاب، عروق خوني و بافت‌هاي مجاور عضو درگير اوليه نيز بشود. اگر سرطان در منطقه حساسي چون مغز قرار بگيرد، حتي كوچك‌ترين تومورها هم مي‌توانند علائم بزرگ ايجاد كنند، اما در ساير اندام‌ها، اغلب در شروع بيماري و حتي تا زمان بزرگ شدن تومور، نشانه‌اي از بيماري وجود ندارد، به همين دليل در بسياري از سرطان‌ها، بروز علائم زماني اتفاق مي‌افتد كه معمولا به بيمار نمي‌توان كمك چنداني كرد. البته سرطان‌هاي شايعي چون رحم، پستان، پوست و پروستات كه با معاينات شخصي و كلينيكي و روش‌هاي غربالگري، در مراحل اوليه قابل تشخيص و درمان هستند، از اين امر مستثني هستند.

پس آيا نشانه‌هايي براي تشخيص سرطان در مراحل اوليه وجود دارد؟

نكته مهم اين است كه يكسري علائم سرطان، همچون تب، احساس خستگي مفرط، لخته شدن خون در نقطه‌اي از بدن، گزگز كردن دست‌ها و پاها و كاهش وزن‌هاي ناگهاني كه بدون علت و بدون توقف صورت مي‌گيرند، گرچه مي‌توانند نشانه‌اي از ساير بيماري‌ها نيز باشند، ولي نبايد بي‌اهميت شمرده شوند. چرا كه سرطان با مصرف انرژي غذايي سلول‌ها يا آزاد كردن موادي كه انرژي غذايي بدن را تحليل مي‌برد مي‌تواند در بروز اين علائم نيز موثر باشد. در واقع پيگيري اين علائم، در مواردي مي‌تواند به تشخيص زودهنگام سرطان و البته درمان موثر آن كمك كند.

بي‌شك در بسياري موارد، سرطان، با تشخيص در مراحل اوليه قابل كنترل و درمان است. به عنوان مثال سرطان ملانوم (پوست) با تشخيص در مراحل اوليه، از طريق جراحي، صددرصد قابل درمان است. درحالي كه اگر ملانوم در بدن پخش شود، امكان زنده ماندن بيمار، زير 20 درصد خواهد بود. متاسفانه گاهي بيماران به اين علائم بي‌توجهي مي‌كنند، يا علائم سرطان را نمي‌شناسند و متوجه تغيير در بدن‌شان نمي‌شوند و از آن بدتر، در برخي موارد به خاطر ترس از اين علائم، آنها را پيگيري نمي‌كنند. البته تاكيد مي‌كنم كه هر علامتي به معناي وجود سرطان نيست. بلكه در اكثر موارد اين نشانه‌ها مربوط به بيماري‌هاي كم خطرتر هستند. جالب است كه بدانيد حتي انجمن سرطان آمريكا، به عنوان پيشرفته‌ترين مركز علمي ـ تحقيقاتي سرطان در دنيا، روش‌هاي كنترلي خاصي را براي تشخيص سرطان در افرادي كه هيچ گونه علامتي ندارند، ارائه داده است.

آيا پيشگيري از سرطان به واسطه تغيير شيوه زندگي يعني نوع تغذيه، كنترل قند و چربي يا جلوگيري از افزايش وزن و همين‌طور عدم مصرف دخانيات، از نظر علمي به اثبات رسيده است ؟ اگر پاسخ مثبت است، از مكانيسم تاثير اين عوامل در پيشگيري از سرطان بگوييد؟

اگرچه به طور قطعي راه پيشگيري براي سرطان وجود ندارد، اما شانس ابتلا به اين بيماري با راهكارهايي كه تمام‌شان مبتني بر تغيير شيوه زندگي است، تا حد قابل قبولي كاهش مي‌يابد.كما اين‌كه 30 درصد مرگ‌هاي ناشي از سرطان، مربوط به كساني است كه هرگز سيگار نكشيده‌اند. پس دوري از سيگار و البته دود سيگار، راهكاري بسيار مهم در جلوگيري از ابتلا به بسياري از سرطان‌هاست. دوري از اشعه ماوراءبنفش خورشيد، بين ساعات 10 صبح تا 4 بعد از ظهر و در عين حال، قرار گرفتن در معرض آفتاب، با حداكثر پوشش حفاظتي و ضد آفتاب، از راهكارهاي مهم در جلوگيري از انواع سرطان پوست است. از سوي ديگر سرطان با رژيم غذايي ارتباط مستقيم دارد. بي‌شك كساني كه رژيم شان سرشار از ميوه،سبزيجات تازه،غلات و گوشت سفيد و ماهي است و از غذاهاي آماده و فرآوري شده كمتر استفاده مي‌كنند، بسيار كمتر در معرض انواع سرطان قرار دارند.

دور بودن از استرس هم از آنجا كه داشتن استرس بر سيستم ايمني اثر تضعيف‌كننده دارد، مي‌تواند در كاهش درصد ابتلا به سرطان موثر باشد، كما اين‌كه ترس بيجا از اين بيماري نيز با تاثيراتش بر سيستم ايمني بدن مي‌تواند در شكل‌گيري بيماري موثر باشد. بعلاوه تاثيرات داشتن تحرك و فعاليت فيزيكي در پيشگيري از انواع سرطان، به‌طور قطع به اثبات رسيده است. در اين راستا جالب است كه بدانيد ورزش، تاثيرات چشمگيري در كاهش سرطان پستان نشان داده است. به گونه‌اي كه هفته‌اي 5/1 تا 5/2 ساعت پياده‌روي سريع مي‌تواند خطر اين بيماري را تا 18 درصد كاهش دهد. در عين حال چاقي و افزايش وزن نيز شانس ابتلا به برخي سرطان‌ها، بخصوص سرطان پستان در خانم‌ها را افزايش مي‌دهد.

اين روزها خبرهاي زيادي از اثرات آلودگي هوا بر افزايش انواع سرطان در كشور و بخصوص تهران مي‌شود. آيا تاثير اين عامل بر افزايش خطر سرطان به اثبات رسيده است؟

بله! آلودگي هوا از علل اصلي افزايش سرطان، بخصوص سرطان‌هاي سيستم تنفسي است. كما اين‌كه آلودگي‌هاي ناشي از سوخت‌هاي فسيلي و آلودگي‌هاي صنعتي به احتمال زياد در بروز سرطان پرده جم (از سرطان‌هاي دستگاه تنفسي) موثر است. چرا كه ميزان گوگرد و سرب بيش از حد استاندارد موجود در آلودگي‌هاي ناشي از سوخت‌هاي فسيلي منجر به آسيب‌رساندن به DNA سلول‌ها و سرطاني‌شدن آنها مي‌شود.

آيا از نظر علمي امواج مايكروويو، پارازيت‌هاي ماهواره‌اي و امواج موبايل به اثبات رسيده است؟

در مورد پارازيت‌ها، امواج موبايل و امواج مايكروويو كه همه جزو طيف مغناطيسي هستند، اطلاعات ضد و نقيضي وجود دارد و وليكن اخيرا و پس از سال‌ها بررسي محققان تنها امكان سرطان‌زايي را با امواج موبايل مطرح كردند و از مردم خواستند كه حتي‌المقدور از هدفون به جاي خود گوشي براي مكالمات‌شان استفاده كنند.

چند درصد از سرطان‌ها ريشه ژنتيك يا وراثتي دارند؟ آيا داشتن زمينه ژنتيك در يك يا 2 نسل از يك شخص لزوما به معناي ابتلاي قطعي او به اين بيماري است؟

اين نكته مهمي است كه مردم بدانند تنها 5 تا 10 درصد سرطان‌ها جنبه وراثتي دارند. البته فراموش نكنيد تنها يك ژن معيوب كه مي‌تواند عامل سرطان باشد، از يك نسل به نسل ديگر به ارث مي‌رسد و خود بيماري از نسلي به نسل ديگر قابل انتقال نيست.

با اين حال وقتي موارد زيادي از يك نوع سرطان و بخصوص يك سرطان غيرشايع مثل كليه و نه سرطان شايعي مثل پستان، در چند نفر يا چندين نسل يك خانواده و بخصوص از يك طرف يعني پدري يا مادري ديده مي‌شود، يا اين‌كه اعضاي خانواده همگي در معرض يك عامل آلوده‌كننده قرار گرفته باشند، مي‌توان بيشتر به وجود سرطان‌هاي فاميلي يا ارثي شك كرد. البته در شرايطي كه ابتلا به سرطان در افراد خانواده‌اي زير سن معمول اتفاق بيفتد يا اين‌كه در شخصي چند سرطان ديده بشود نيز ريسك وجود سرطان‌هاي ارثي افزايش مي‌يابد.

شخصي كه ريشه ژنتيك ابتلا به سرطان را در خانواده خود دارد، بايد براي پيشگيري و كنترل اين بيماري به چه نكاتي توجه بيشتري داشته باشد؟

مسلما مهم‌ترين مساله‌اي كه اين افراد نبايد نسبت به آن بي‌توجه باشند، انجام تست‌ها و آزمايشات كنترلي و تشخيصي به طور مرتب است، توصيه ديگر هم انجام مشاوره ژنتيك است. يعني اگر اين اشخاص بخواهند از ساختار ژنتيكي‌ خود اطلاع پيدا كنند، مي‌توانند از طريق آزمايش خون كه البته پرهزينه هم هست، از ساختار ژنتيكي و احتمال ابتلا به سرطان‌هايي كه در خانواده‌شان وجود دارد، اطلاع پيدا كنند. فراموش نكنيد اگر فردي يكي از شرايط ذكر شده را داشته باشد، چنين مشاوره‌اي به وي پيشنهاد مي‌شود.

ضرورت غربالگري بخصوص در ارتباط با سرطان‌هاي شايع در كشورمان همچون سرطان پستان ـ كه شايع‌ترين سرطان زنان در ايران است ـ چگونه و از چه طريقي بايد براي مردم به يك فرهنگ بهداشتي تبديل شود؟

نكته‌اي كه در ابتدا بايد به آن اشاره كنم، آن كه شانس ابتلا به سرطان پستان در زنان يك به 7 است يعني از هر 7 زن، يك زن به سرطان پستان مبتلا مي‌شود. اين در حالي است كه غربالگري منظم مي‌تواند باعث كاهش شانس ابتلا به اين بيماري تا 45 درصد بشود. روش‌هاي غربالگري هم مبتني بر معاينات شخصي ماهانه، معاينات كلينيكي توسط پزشك متخصص و انجام ماموگرافي و بخصوص ماموگرافي‌هاي ديجيتالي، سونوگرافي و در شرايط خاصي انجام ام‌آر‌آي به عنوان دقيق‌ترين روش تشخيصي است. البته در همين جا تاكيد كنم كه براساس باور اشتباه برخي از زنان، اشعه كاربردي در سيستم ماموگرافي به هيچ وجه خطرناك نيست.

حال برسيم به مبحث غربالگري. اين مساله به طور قطع مبتني بر اطلاع‌رساني از طريق رسانه‌هاي عمومي است. امروزه در كشورهاي پيشرفته دنيا تمام اطلاعات آماري افراد از طريق پزشك خانواده ـ كه در تمامي شهرها و در محله‌هاي شهر مستقر هستند و اطلاعات كامل از وضعيت سلامت افراد را در اختيار دارند ـ در اختيار مراكز بهداشتي و درماني قرار مي‌گيرد. به طوري كه اين مراكز براساس اين اطلاعات كه دائما هم به روز مي‌شود، در زمان مشخص از طريق دعوت‌نامه، از خانم‌ها براي انجام ماموگرافي و تست‌هاي دوره‌اي پستان دعوت مي‌كنند. متاسفانه در كشور ما كه نه پزشك خانواده‌اي، به جز در روستاها و آن هم به شكل بسيار ضعيف وجود دارد و نه آماري كه بتوان به آن استناد كرد، راهي جز فرهنگسازي از طريق رسانه‌ها بر ضرورت اين غربالگري‌ها متصور نيست.

طرح غربالگري وزارت بهداشت در صورت عملي‌شدن چقدر مي‌تواند در اين زمينه موثر باشد؟ به بيان ديگر آيا اين‌گونه اقدامات براي ايجاد يك باور عمومي در حوزه سلامت و بهداشت كافي است؟

چنين طرحي اگر عملي بشود، بسيار مطلوب و در واقع تنها روش موثر در كنترل آمار مرگ و مير ناشي از سرطان پستان و نيز كاهش‌دهنده هزينه‌هاي سرسام‌آور درمان اين بيماري خواهد بود. با اين حال من بعيد مي‌دانم كه اين امر به علت نبود اطلاعات آماري در كشورمان به سادگي ممكن باشد، مگر آن كه وزارت بهداشت به مكانيسم خاصي براي دريافت و جمع‌آوري مكرر اين اطلاعات دست بيابد.

امروزه رسانه‌ها خبر از افزايش بي‌سابقه آمار سرطان پستان در كشور و بويژه در تهران مي‌دهند. عوامل افزايش اين آمار چيست؟

همان‌طور كه گفتم ضعف ما نداشتن آمار است. هيچ مركز يا نهادي هم در كشور نمي‌تواند در اين زمينه به شما آمار دقيق بدهد. با اين حال عوامل اصلي در افزايش اين آمار به طور قطع به شيوه زندگي مردم و عوامل آلوده‌كننده محيطي كه اصلي‌ترين آنها آلودگي هواست، بازمي‌گردد.

چرا در اغلب موارد برخلاف كشورهاي ديگر دنيا زنان مبتلا به سرطان پستان هنگام جراحي قطع عضو (مستكتومي) مي‌شوند؟ تشخيص پزشكان ما يا خواست شخصي بيماران، اين شيوه درمان را رواج داده است؟

در حال حاضر به خاطر پيشرفت‌هايي كه در راديوتراپي و شيمي‌درماني در دنيا رخ داده است، ديگر به هيچ عنوان نيازي به قطع عضو، به دنبال ابتلا به سرطان پستان وجود ندارد. مگر در زماني كه تشخيص بيماري بسيار ديرهنگام اتفاق بيفتد، به گونه‌اي كه سينه دچار زخم بشود، با اين حال مريضي كه قطع عضو نمي‌شود، بايد حتما تحت راديوتراپي دقيق و درستي قرار بگيرد، اما از آنجا كه بسياري از جراحان ما به خاطر بي‌اعتمادي به تكنولوژي راديوتراپي كشور كه تنها طي 7 تا 8 سال اخير در كشورمان پيشرفت كرده و تكنولوژي آن تا پيش از اين دوران مربوط به 50 سال پيش بوده است، ترجيح مي‌دهند كه سلامت بيمار را به خطر نيندازند و او را قطع عضو كنند، در حالي كه اگر راديوتراپي درستي با روش‌هاي نوين روي بيمار انجام بگيرد، جاي هيچ نگراني از روند كنترل و درمان بيماري نخواهد بود. بي‌شك بهترين راه‌حل ممكن براي اين مساله رسيدن به نوعي تعامل و ايجاد حلقه‌اي ارتباطي ميان جراح، آنكولوژيست و راديوتراپيست و مشاوره بيمار با آنها، قبل از تصميم به جراحي است.

چند درصد از زنان ايراني پس از مستكتومي، تمايل به ترميم عضو از دست رفته خود از طريق جراحي پلاستيك دارند؟

از آنجا كه اين‌گونه عمل‌هاي زيبايي بسيار پرهزينه هستند، درصد بسيار كمي از زنان ما به آن اقدام مي‌كنند. بعلاوه كه ترس از عود بيماري پس از اين‌گونه جراحي‌ها نيز مانع از رغبت زنان به انجام آن در اغلب موارد مي‌شود. گرچه من هم به عنوان متخصص، به خاطر آن كه از يكسو اين نوع جراحي‌ها، جز موارد اندكي در كشور ما، نتيجه خيلي مطلوبي را از حيث زيبايي به همراه ندارند و از سوي ديگر تشخيص از طريق ماموگرافي را نيز با مشكلاتي روبه‌رو مي‌كنند، استفاده از جراحي پلاستيك‌ را توصيه نمي‌كنم.

آيا لزوما پس از شيمي‌درماني بيمار دچار ناباروري مي‌شود؟

شيمي‌درماني به خودي خود باعث ناباروري نمي‌شود، وليكن بعضي از روش‌هاي قديمي شيمي‌درماني كه در گذشته استفاده مي‌شدند و نيز راديوتراپي تخمدان منجر به قطع قاعدگي مي‌شوند. در عين حال راديوتراپي در ناحيه لگن يا بيضه‌ها نيز كه در موارد خاص صورت مي‌گيرد، منجر به ناباروري شخص خواهد شد. در غير اين موارد تنها به دنبال بروز سرطان پستان در خانم‌هاي بالاي 45 سال، به خاطر كاهش خطر عود سرطان، به واسطه ترشح هورمون‌هاي زنانه، خانم‌ها را يائسه مي‌كند، وليكن در سنين جواني و باروري، قاعدگي پس از دوره شيمي درماني به طور مجدد آغاز خواهد شد.

با توجه به اين‌كه ناگزير در شهري مثل تهران و انواع آلودگي‌ها زندگي مي‌كنيم، با بهره‌گيري از چه راهكارهايي مي‌توانيم اميد به داشتن طول عمر طبيعي (حداقل 70 سال) را در خود افزايش دهيم؟

مساله اينجاست كه ما نمي‌توانيم به سادگي محل زندگي خود را تغيير دهيم. بحث آلودگي‌هاي شهري چون تهران هم چيزي نيست كه به سادگي قابل رفع باشند و رفع آنها به سياست‌هاي كلان كشور بر برمي‌گردد. در چنين شرايطي كاري نمي‌شود كرد جز اين‌كه شيوه زندگي و تغذيه خود را با راهكارهايي كه اشاره كردم اصلاح كنيم تا ريسك ابتلا به سرطان تا حدي كه به خود ما بستگي دارد، كاهش يابد.

چشم‌انداز درمان سرطان را با توجه به پيشرفت‌هاي علم ژنتيك و ژن‌درماني و نيز توليد واكسن انواع سرطان را چگونه پيش‌بيني مي‌كنيد؟

با گذشت زمان و طي 20 تا 30 سال آينده درمان‌هاي هدفمند كه تنها سلول‌هاي سرطاني را هدف قرار مي‌دهند، جاي درمان‌هاي امروزي را خواهند گرفت. به اين ترتيب جهش عجيبي در درمان سرطان ايجاد خواهد شد. از سوي ديگر در آينده نه‌چندان دور درمان سرطان به جاي دارودرماني مبتني بر ژن درماني خواهد بود.

پونه شيرازي ‌/ ‌گروه جامعه

منبع : جام جم آنلاین