آرمسترانگ، مردی که سرطان را کُشت آشنا شوید

با وجود اینکه هفت عنوان قهرمانی تور دوفرانس به علت مثبت بودن آزمایش دوپینگ از لانس آرمسترانگ باز پس گرفته شده است اما او به دلیل مبارزه شجاعانه با سرطان و شکست دادن بیماری اش، الگو و قهرمان مبتلایان به این بیماری است. لانس آرمسترانگ با تاسیس «بنیاد غیرانتفاعی لانس آرمسترانگ» به یکی از پیشگامان مبارزه با سرطان در جهان تبدیل شده است.

در پاییز سال ۱۹۹۶، توده سرطانی نادری که در یکی از بیضه های لانس تشکیل شده بود به گره های لنفاوی، ریه ها و مغز او متاستاژ کرده بود. پزشکان پس از دو عمل جراحی سنگین توانستند بیضه و دو ضایعه سرطانی درون مغز لانس را خارج و شیمی درمانی را آغاز کنند.

پروفسور اندروفون اشنباخ، مدیر بخش سرطان بیمارستان تگزای می گوید: «داستان مبارزه لانس با سرطان و پیروزی او استراتژی مبارزه با سرطان را تغییر داد. آرمسترانگ به ما نشان داد، استراتژی تلاش برای حفظ سلول های سالم و بهبود نتایج باید جایگزین پروسه درمان این بیماری در طول قرن بیستم- نابود کردن سلول های سرطانی- شود. مطالعه و بررسی داستان نبرد لانس آرمسترانگ با سرطان، نشان دهنده آن است که با استفاده از اراده پولادین و حفظ روحیه می توان این بیماری هولناک را شکست داد.»

چگونه از بروز سرطان مطلع شدید؟

دوم اکتبر سال ۱۹۹۶، پس از تحمل یک ماهه در کشاله ران و بی توجهی به سردردها و مشکلات تنفسی طولانی مدت و سه برابر شدن اندازه یکی از بیضه ها، زنگ خانه دکتر برایان مردیچ، همسایه دیوار به دیوارم را زدم و کمک خواست. با او به بیمارستان رفتیم و نتایج معاینه و آزمایش های طولانی مدت نشان داد، سرطان بیضه به ریه ها و مغزم متاستاژ کرده است. نفسم بند آمد. روی زمین ولو شدم. به زندگی شخصی و حرفه ای نابوده شده ام فکر کردم.

پروسه درمان چگونه آغاز شد؟

پس از پشت سر گذاشتن دو عمل جراحی سنگین، شیمی درمانی و عوارض وحشتناکش- ضعف مفرط، تحلیل رفتن عضلات، لاغر شدن، ریختن موها، استفراغ های تمام نشدنی و… را پشت سر گذاشتم. من که پیش از بیماری صدها کیلومتر دوچرخه سواری می کردم، روی صندلی چرخ دار افتاده بودم و نمی توانستم حرکت کنم اما امیدواری، سخت کوشی، تلاش پزشکان و همراهی مادر و دوستانم زمینه ساز بروز معجزه و از میان رفتن سرطان شد.

از تجربه استفاده از «قدرت دانش» برای شکست دادن سرطان بگویید.

همراه مادرم و گروهی از دوستان، ساعت ها مطالعه می کردیم تا با علل بروز سرطان و روش های گسترش آن آشنا شویم. افزایش اطلاعات و گفت و گوی مداوم با پزشکان علاوه بر از میان بردن استرس و افسردگی، پروسه درمان را سرعت بخشید.

خداوند، مادر، دوستان و پزشکان، سرمایه هایم در مبارزه با بیماری بودند. بدون حمایت بی دریغ آنها هرگز نمی توانستم سرطان را شکست دهم.

اگر بخواهید با مبتلایان با سرطان حرف بزنید به آنها چه می گویید؟

با صدای بلند فریاد می زنم، امیدوار و مصمم باشند و جمله ای را که به سرطان گفتم با صدای بلند تکرار کنند: «هیچ وقت موفق نمی شوید، چون آدم اشتباهی را انتخاب کرده ای.» هرگز ناامید نشوید و از ناامیدان فاصله بگیرید. به یاد داشته باشید که قدرتمندترین سلاح برای مبارزه با سرطان، امید، کار تمام وقت (پس از اتمام دور نخست شیمی درمانی تمرینات بدن سازی را زیرنظر پزشکان شروع کردم)، سخت کوشی و حمایت اعضای خانواده و پزشکان است.

همان طور که می دانید، بیماران، نتیجه مطالعات دانشمندان را مطالعه می کنند و با علل بروز و گسترش سرطان تا حدی آشنا هستند. به نظر شما اخبار منتشر شده قابل اعتمادند؟

ابتلا به سرطان زندگی فرد را برای همیشه تغییر می دهد، یکی از مهم ترین فواید مطالعه نتیجه پژوهش های سرطان شناسان، آشنایی مبتلایان با عوارض جسمی، روحی و…ابتلا به این بیماری است.

فکر می کنید امیدواری، سخت کوشی و شجاعتتان تاثیر مثبتی بر بیماران دیگر گذاشته باشد؟

دریافت سالانه دو میلیون ایمیل و نامه از بیماران سرطانی، نشان دهنده تاثیر مثبت بر مبتلایان به سرطان است. وقتی ناتاشا استنفورد، پرستارم در بخش سرطان بیمارستان تگزاس، من را به سایر بیماران معرفی می کرد، مغرور و سربلند می شدم. اکنون که سال ها از آن روز گذشته با سفر به نقاط مختلف جهان بیماران شجاع، امیدوار و سخت کوش را به سایرین معرفی می کنم.

منبع: ماهنامه همشهری تندرستی

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *